[بازی مرگ ]
[بازی مرگ ]
پارت 48
با آرنجش به کانتر آن بار شلوغ تکیه داده، شیشه سوجو در دستش قرار داشت به زن و مرد های که در پیست رقص جوری میرقصیدند که نزدیک به سکس بود با نفرت و نگاه تمسخرآمیزی بهشون زل زده، گاه گاهی از بطری سوجو اش می نوشید،
هایون که روی صندلی کنارش نشسته بود با حرف هایش هواس دوستش را به خودش جمع کرد هایون : هری تو بدون اجازه از خونه بیرون اومدی دردسر میشه برات
هری کمی از سوجو توی بطری را مزه کرد در حالیکه به زمین خیره بود لب زد هری : گول زدن نگهبان ها خیلی آسون بود اما گول زدن کرکس نه یه کاریش میکنم حالا به فکرش نباش
با شنیدن صدای آشنایی سریع سرش رو بلند کرد با دیدن سان که دقیقاً جلوش ایستاده اخمی نمود و لب زد هری : گمشو از جلو چشم هام
سان درحالیکه چشم هایش حیضش روی بدن دختره میلغزیدن نجوا کرد
سان : خیلی وقت بود که ندیده بودمت کجا بودی ها
هری : پدر و پسر شبیه هم هستید هوس باز ها به تو هیچ ربطی نداره که کجا بودم مرتیکه لاشی
سان : میدونی که ماله من میشی پس چرا فرار میکنی
هایون: سان بس کن از اینجا برو
سان : تو دخالت نکن بزار خودش جواب بده
هری پوزخند عصبی زد و تکیه اش را از کانتر گرفت بطری رو گذاشت روی کانتر هری : اونایی که هر شب زیرتن کافی نیست برات بگو تا پدر جونت برای خودش و خودت چند تا بیاره .... مکثی کرد و با غیض و خشم مشتی به شونه سان جوری که چند قدمی عقب رفت هری : جلو روم سبز نشو درخت
بعد با خشم محکم قدم برداشت و از کنارش رد شد صدای مزخرف سان رو شنید که پشتش داد زد سان : دست از سرت بر نمیدارم دختر
ولی بی اهمیت به راه رفتنش ادامه داد برای جمع کردن وسایلش به طرفش طبقه دوم رفت بلافاصله پله ها را طی نمود از کنار دربی که گذشت میکرد با دیدن فرد جلو درب لحظه ای ایستاد بدون پلک زدن به دو یونی که جلوی آن در ایستاده بود نگاه مینمود سره جایش میخ شد یعنی جونگ کوک داخل آن اتاق بود با کلماتی که در ذهنش تکرار کرد،
//بیخیالش به هر حال که میفهمه از عمارت بیرون رفتم بهتره الان بفهمه اون روانی هرکاری میکنه اوففف میکشمش آخر// به سمته همان درب قدم برداشت دو یون با دیدنش خشکش زد سریع لب زد
دو یون : تو اینجا چیکار میکنی
هری : قصهش مفصله جونگ کوک داخله
دو یون : بله ولی خیلی عصبیه با دیدنه تو اینجا مطمئنم عصبی تر میشه
هری : چیکار کنم باید تحمل کنم بخاطر مادرمم که شده نمیخوام اتفاقی برای اون بیافته
پارت 48
با آرنجش به کانتر آن بار شلوغ تکیه داده، شیشه سوجو در دستش قرار داشت به زن و مرد های که در پیست رقص جوری میرقصیدند که نزدیک به سکس بود با نفرت و نگاه تمسخرآمیزی بهشون زل زده، گاه گاهی از بطری سوجو اش می نوشید،
هایون که روی صندلی کنارش نشسته بود با حرف هایش هواس دوستش را به خودش جمع کرد هایون : هری تو بدون اجازه از خونه بیرون اومدی دردسر میشه برات
هری کمی از سوجو توی بطری را مزه کرد در حالیکه به زمین خیره بود لب زد هری : گول زدن نگهبان ها خیلی آسون بود اما گول زدن کرکس نه یه کاریش میکنم حالا به فکرش نباش
با شنیدن صدای آشنایی سریع سرش رو بلند کرد با دیدن سان که دقیقاً جلوش ایستاده اخمی نمود و لب زد هری : گمشو از جلو چشم هام
سان درحالیکه چشم هایش حیضش روی بدن دختره میلغزیدن نجوا کرد
سان : خیلی وقت بود که ندیده بودمت کجا بودی ها
هری : پدر و پسر شبیه هم هستید هوس باز ها به تو هیچ ربطی نداره که کجا بودم مرتیکه لاشی
سان : میدونی که ماله من میشی پس چرا فرار میکنی
هایون: سان بس کن از اینجا برو
سان : تو دخالت نکن بزار خودش جواب بده
هری پوزخند عصبی زد و تکیه اش را از کانتر گرفت بطری رو گذاشت روی کانتر هری : اونایی که هر شب زیرتن کافی نیست برات بگو تا پدر جونت برای خودش و خودت چند تا بیاره .... مکثی کرد و با غیض و خشم مشتی به شونه سان جوری که چند قدمی عقب رفت هری : جلو روم سبز نشو درخت
بعد با خشم محکم قدم برداشت و از کنارش رد شد صدای مزخرف سان رو شنید که پشتش داد زد سان : دست از سرت بر نمیدارم دختر
ولی بی اهمیت به راه رفتنش ادامه داد برای جمع کردن وسایلش به طرفش طبقه دوم رفت بلافاصله پله ها را طی نمود از کنار دربی که گذشت میکرد با دیدن فرد جلو درب لحظه ای ایستاد بدون پلک زدن به دو یونی که جلوی آن در ایستاده بود نگاه مینمود سره جایش میخ شد یعنی جونگ کوک داخل آن اتاق بود با کلماتی که در ذهنش تکرار کرد،
//بیخیالش به هر حال که میفهمه از عمارت بیرون رفتم بهتره الان بفهمه اون روانی هرکاری میکنه اوففف میکشمش آخر// به سمته همان درب قدم برداشت دو یون با دیدنش خشکش زد سریع لب زد
دو یون : تو اینجا چیکار میکنی
هری : قصهش مفصله جونگ کوک داخله
دو یون : بله ولی خیلی عصبیه با دیدنه تو اینجا مطمئنم عصبی تر میشه
هری : چیکار کنم باید تحمل کنم بخاطر مادرمم که شده نمیخوام اتفاقی برای اون بیافته
- ۱۴.۳k
- ۲۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط