چه دغدغه هایی که شب بودند و فردا مرده بودند

چه دغدغه هایی که شب بودند و فردا مرده بودند
و چه غم هایی که شباهنگام بودند و فردا خدا
آنها را از جهانت گرفته بود
تمام میشود
همه ی همه ی دلهره هایت......
دیدگاه ها (۲)

و زیباترین پایان ها به رنگ عشق است...

گیر کرده بود در دور و زمانه اش چترش پناهش شده بود و باران ر...

انقدر آدم میمیردکه کم کم یادت میرودزندگیست.........#غزه

از کیفیت رنجهایت خودت را بشناسخدایت تو را شناخته بود....

غمِ  تنهایی  عذاب  است  به یادت  چه کنم دلِ  سر گشته ىِ من  ...

از اینکه مردم با تعجب و کنجکاوی به من زل میزنند و زیر لب زمز...

شعر و غزل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط