یادش به خیر

یادش به خیر . . . .


همان سال بود . . . .


همان سالی که تاک باغچه خشک شد . . . .


دگمه های دستپاچه ی پیراهنت ،


بین انگشت های ناشی ی منمیلرزیدند . . . .


وقتی گل های دامنم ،


یکی یکی سرخ میشدند ،


تو مرداد بودی . . . .


و سرزمین من ،


آنقدر شیراز داشت . . . .


که مستت کند ،


و ما . . . .


تمامِ زندگی رابا هم ،


تلو تلوخوردیم . . . . !
دیدگاه ها (۱۱)

تـلـویـزیـونـش را خـامـوش کـرده . . . .روزنـامـه نـمـی خـوان...

این روزها دوز قرص هایم را کم کرده ام . . . .هر از گاهی انگشت...

گم می شوم ،میان تمام این روزهای سر درگم . . . .وقتی هیچ کس ن...

باید عجله کنم . . . .نگاه کنم . . . .مبادا جایی چشمانت روشن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط