من عقربه ی ساعتم و خسته ی دردم

من عقربه ی ساعتم و خسته ی دردم
پس کی به تو من میرسم ای ثانیه گردم

تا پلک زدم آمدی و رد شدی از من
تو صبر نکردی و منم صبر نکردم

تو غیب شدی،غیب شدی،غیب شدی تو
من با خودم و فکر تو در حال نبردم

دنبال تو از زهره و خورشید گذشتم
مانده ست فقط جیب خدا را که بگردم

ای لاغر جذاب جدا بافته ی من
ای کاش بفهمی که من از داغ تو سردم

این ساعت پر استرس ای کاش بمیرد
وقتی که به تو میرسم ای ثانیه گردم!!!
دیدگاه ها (۳)

در میان خاطراتم با تو خلوت می کنمبی قرار و بی صدا از عشق صحب...

از آن شب بارانیتا همین حالادقیقا یک عمر و سه دقیقه می گذرد…م...

دلم گرفته از این ساده تر چه باید گفت ؟!کنار پنجره با چشم تر ...

هر شب زغم عشق تو من خواب ندارمفکر دل من کن که دگر تاب ندارم ...

پیمان نقره ای

وقتی مافیا بود...تو داخل ایران زندگی میکردی و ارمی بودیتازگی...

تکپارتی فلیکس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط