「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」

#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦
مُـجــٰازاتـگـر
𝗣𝗔𝗥𝗧 : 165
✦.................................

کای چند لحظه فقط نگاهش کرد انگار دنبال کلمات مناسبی میگشت، بالاخره گفت:

کای: حالت خوب نیست

آیلین لبخند کمرنگی زد

+ معلومه؟

کای نگاهش را از صورت رنگ‌ پریده‌ی او برنداشت

کای: بیشتر از چیزی که فکر میکنی.

سکوت کوتاهی بینشان افتاد، پیشخدمت دو فنجان قهوه روی میز گذاشت و رف، کای بدون اینکه به فنجانش دست بزند، آرام گفت:

کای: یه سوال دارم...

+ بپرس

کای نگاهش را پایین انداخت

کای: هنوز تهیونگو دوست داری؟

انگشت‌ های آیلین دور فنجان خشک شد، چند ثانیه طول کشید تا بتواند نفس بکشد لبخند تلخی زد

+ بعضی سوالا جوابش هیچوقت عوض نمیشه.

کای پلک بست، انگار همین جواب را انتظار داشت بعد خیلی آرام گفت:

کای: پس چرا ازش فرار میکنی...؟

آیلین نگاهش را از او دزدید

+ بعضی وقتا دور شدن... تنها راه محافظت از آدمیه که دوستش داری.

کای آهسته سر تکان داد، نگاهش غم عجیبی داشت

کای: دقیقاً به خاطر همین خواستم ببینمت

آیلین متعجب نگاهش کرد، کای این بار مستقیم در چشم‌ هایش خیره شد

کای: شاید هیچوقت فرصت نداشته باشم که بهت بگم ولی...

مکث کوتاهی کرد

کای: من دوستت دارم، آیلین.

قلب آیلین برای لحظه‌ای از تپش ایستاد، کای سریع ادامه داد:

کای: نه اونجوری که فکر میکنی... منظورم اینه که برام مهمی و نمیخوام بلایی سرت بیاد.

آیلین آرام گفت:

+ کای...

کای: فقط یه خواهش دارم

+ چی؟

کای نگاهش را به اطراف انداخت، انگار مطمئن میشد کسی صدایشان را نمیشنود بعد آرام‌ تر از قبل گفت:

کای: اگه چند روز آینده هر اتفاق عجیبی افتاد تنهایی جایی نرو چون این دفعه...

جمله‌اش نیمه‌کاره ماند، آیلین اخم کرد

+ این دفعه چی...؟

کای لحظه‌ای جا خورد، خیلی کوتاه اما همان مکث کافی بود کای سریع گفت:

کای: منظورم اینه... ممکنه دوباره دنبالت بیفتن

آیلین با دقت نگاهش کرد، حس عجیبی در دلش نشست

+ دوباره...؟

+ از کجا میدونی دوباره...؟

کای چند لحظه سکوت کرد فکش منقبض شد بعد سعی کرد عادی رفتار کند:

کای: حدس زدم...

همین، اما آیلین قانع نشده بود چند ثانیه بعد، کای بی‌ اختیار جمله‌ ای گفت که خودش هم متوجهش نشد:

کای: اون آدم... هیچوقت تهدیدشو فقط یک بار تکرار نمیکنه...

همین که جمله از دهانش خارج شد، رنگ از صورتش پرید سریع سکوت، کرد آیلین آرام فنجان را روی میز گذاشت نگاهش دیگر پر از تعجب نبود؛ پر از شک بود.

+ کای...

صدایش آرام بود.

+ تو...از کجا میدونی اون فقط یه بار تهدید نمیکنه...؟

کای هیچ جوابی نداد، فقط نگاهش را از آیلین دزدید و همان سکوت بیشتر از هر اعترافی، ترسناک بود، آیلین نگاهش را از صورت او برنداشت دلش عجیب آشوب بود:

+ کای، از کجا اینو میدونی...؟

کای فکش را روی هم فشار داد، نگاهش را به پنجره دوخت و نفس آرامی کشید

کای: گفتم... فقط حدس زدم.

آیلین آرام سرش را تکان داد

+ نه...اون لحظه گفتی «اون آدم» انگار میشناسیش.

کای لبخند تلخی زد.

کای: بعضی سوالا جوابشون به نفعت نیست

+ یعنی چی؟

کای چند لحظه سکوت کرد، بعد آرام از جایش بلند شد.

کای: فقط یه چیزو یادت بمونه این روزا به هیچکس اعتماد نکن.

+ حتی تو...؟

کای برای لحظه‌ای خشک شد، لبخند کمرنگی روی لبش نشست:

کای: مخصوصاً من...

آیلین مات نگاهش کرد قلبش بی دلیل تند میزد، کای پول قهوه‌ها را روی میز گذاشت و خواست برود؛ اما قبل از اینکه قدمی بردارد، صدای آرام آیلین باعث شد بایستد:

+ کای... یه سوال آخر

کای بدون اینکه برگردد، گفت:

کای: بپرس.

+ تو... با اون ادم ارتباط داری...؟

همان لحظه، انگشت‌ های کای بی‌اختیار مشت شد فقط برای یک ثانیه اما همان یک ثانیه، از چشم آیلین دور نماند، کای خیلی آرام برگشت نگاهش دیگر مثل قبل نبود؛ خسته بود و انگار چیزی را سال‌ها روی دوشش حمل میکرد.

کای: نه... من نوکرش نیستم.

کای: ولی...

مکث کرد، بعد خیلی آهسته ادامه داد:

کای: یه زمانی... اشتباه کردم که فکر کردم میشه جلوش وایساد.

آیلین نفسش را در سینه حبس کرد

+ یعنی میشناسیش...؟

کای لبخند تلخی زد:

کای: بیشتر از چیزی که فکر میکنی.

+ پس چرا به تهیونگ نمیگی...؟

همین سوال باعث شد نگاه کای برای اولین بار بلرزد کای چند قدم به آیلین نزدیک شد صدایش را پایین آورد.

کای: چون... هر کسی اسمشو بلند بیاره... اولین نفر خودش نمیمیره...

+ یعنی چی...؟

کای نگاه کوتاهی به اطراف انداخت، انگار مطمئن میشد کسی مراقبشان نیست بعد خیلی آرام گفت:

کای: اون آدم همه جا چشم داره حتی بین آدمایی که فکر می‌کنی قابل اعتمادن.
دیدگاه ها (۱۱)

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 164✦..........................

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 163✦..........................

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 107✦....

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 137✦....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط