من از رفتار ِ

من از رفتار ِ
نامردی ِ نادان مردم ِ
بیمار
من از ویروس ِ
جهلی که از خوابش
شدم بیدار
من از عشق و من از دیدار
من از خاری که روییدست بر دیوار
من از تکرار
هر روز ِ گُل و برگ و درخت و سار
من از روز مرگی های
کم و بسیار
من از وحشت
انقراض انسانها بدست جهل
گریانم...............
#شهزاد
دیدگاه ها (۴)

بُغض من از رویای چشمانت بارانی است حافظ ترین فالم که در قاف...

در آن هنگامه ی باراندر آنسوی شب و زنداندر آن لحظه که عریانیک...

سرها در گریبانفکر در حال چریدن پشت پرچین علف های پریشاندست و...

هوس در آب و رنگ و پیچ و تاب و خم قوسی خوش نقشبالغ و شور انگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط