،

،

چه قدر به تو محتاجم !
هنگامی که فصل گریه می رسد
چه قدرها که باید پی دستانت بگردم
در خیابان های شلوغ و خیس ...

#نزار_قبانی
دیدگاه ها (۱)

‌نیمه شب در دل دهلیز خموشضربه پایی افکند طنیندل من چون دل گل...

‌میان دو دست تمنایم روییدیدر من تراویدیآهنگ تاریک اندامت را ...

‌و عشق تُو به من آموخت ؛ غمِ غُربت ،دو چندان می‌‌شود شب‌ ها ...

شب و تنهایی و چشمان بی‌خواب جنون انتظار و جان بی‌تاب...#محمد...

✍🏼در میان هیاهوی خیابان،من ایستاده‌ام،در میانِ تلاطمِ قدم‌ها...

نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برایت می‌نویسم:در عصر های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط