خب ببن تو خل ناراحت بود بخاطر مر گ مامان با تو رفت

÷خب ببين تو خيلى ناراحت بودى بخاطر مر گ مامان با تو رفتى بيرون داشت بارون مى آمد بعد تو زير بارون داشتى راه ميرفتى و گريه ميكردى بعد چنتا ماشين آمدن گفتن سوار شى اما تو سوار نشدى از ماشين پياده شدن ميخواستن ببرنت توى ماشين كه تو شروع كردى به دويدن فقط مى دويدى اون ها هم با ماشين دنبالت ميامدن كه توبا ماشين تصادف كردى و آمديد بيمارستان تا يك ماه توى كوما بودى و ديروز
بهوش امدى و هيچ چيز يادت نميومد
اولين قطره ى اشكم از چشمم ريخت + چى اونا كه دنبالم آمدن كى بودن ÷ ما نميدونيم خواهر لطفا گريه نكن تهيونگ امد روى تخت كنارم نشست و نوازشم مىكرد + چرا بايد اين اتفاق براى من بيافته چراا نميدونم ما هم داريم دنبال مقصر ميگرديم x مينجى عزيزم الان ديگه حالت خوب؟ +بهترم تهيونگ ميشه بريم خونه ÷اره حتما بزار بهرسم ببينم ميشه مرخص شى
دیدگاه ها (۲)

Part=2

Part=1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط