.

.
من بمیرم که بر اندام تو سرما بخورد
کاش سرمای جهان بر بدن ما بخورد

کاش همواره به جای تب و سرما هرشب
به لب مست و پر از عشق تو صهبا بخورد

تو حبیبی تو نجیبی تو عزیزی ،باید
همه درد و بلا بر من تنها بخورد

بر دلم همنفسان انگ دو رنگی زده اند
طاقتم نیست دگرباره مبادا بخورد

طاقت زجر ندارم بخدا میترسم کمر از بار غم و غصه ی تو تا بخورد

مانده ام بر سر تقدیر دوراهی آیا
دل دیوانه به دردت نخورد یا بخورد بخدا عشق روان میشود از دشت اگر
قطره ی اشک تو بر گونه ی صحرا بخورد

همه پرسشم از خالق هستی اینست
که چرا قلب فرشته غم دنیا بخورد ؟
دیدگاه ها (۲)

.به است آن یا زنخ یا سیب سیمینلبست آن یا شکر یا جان شیرینبتی...

همای اوج سعادت به دام ما افتداگر تو را گذری بر مقام ما افتدح...

آنقدر شعر نوشتم ونخواندی که قلم گفت اینقدر عبث قامت ما را مت...

.ستاره دیده فروبست و آرمید بیاشراب نور به رگ های شب دوید بیا...

من بمیرم که بر اندام تو سرما بخوردکاش سرمای جهان بر بدن ما ب...

من بمیرم که بر اندام تو سرما بخوردکاش سرمای جهان بر بدن ما ب...

من بمیرم که بر اندام تو سرما بخوردکاش سرمای جهان بر بدن ما ب...

کاش توان اینو داشتم که اجازه ندم کسی ناراحتت کنه.کاس میشد که...

توران صمدانی

دلـــَم گرفتــه…از همــه ی بــی تفآوتــی هآ…از همــه فــَرآم...

هآ…از همــه فــَرآموشی هآ…از هَمه بــی اعتمــآدی هآ…کــآش مع...

🪄💔🏹راض عاشقی💔🏹تنهاشدنه😔🪄

همت علی اکرادی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط