جنگل و یک کلبه و گیتار، از این بیشتر

جنگل و یک کلبه و گیتار، از این بیشتر
دستهایت توی دست یار، از این بیشتر

بوی نم نم های باران، شُرشُر رود و نسیم
کاهگل با عطر گندمزار، از این بیشتر

قل قل کتری چای و دود هیزم در اجاق
استکان چینی گلدار، از این بیشتر

از خودت چیزی بگو عشقم که دلتنگ توام
شور و شوق لحظه ی دیدار، از این بیشتر

مثل هر شب، خواب شیرینی ست.. بالش خیس اشک
بی تو می میرم نرو.. اصرار از این بیشتر؟
دیدگاه ها (۱)

رد پای زرد پاییزباز میون لحظه هامهقطره های سرد باروندوباره ر...

قــدم نزناینجا ...این شعرها،آن قدر بارانی اندکه می ترسم تمام...

جنگل و یک کلبه و گیتار، از این بیشتردستهایت توی دست یار، از ...

جنگل و یک کلبه و گیتار، از این بیشتردستهایت توی دست یار، از ...

جنگل و یک کلبه و گیتار، از این بیشتردستهایت توی دست یار، از ...

جنگل و یک کلبه و گیتار ، از این بیشتردستهایت توی دست یار، از...

جنگل و یک کلبه و گیتار، از این بیشتردستهایت توی دست یار، از ...

سلام دوست نازنینم!دورتا دورت جنگل که باشد دلت غنج میرود برای...

پنجره وا میکنم بر رویِ تو، مثلِ باران سبزه را تر کرده ایاز ف...

عاشقانه

یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیمقُل قُل قوری و قلیان و بسا...

یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیمقُل قُل قوری و قلیان و بسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط