✨برف آب شده پارت ۱✨

✨برف آب شده پارت ۱✨

از زبان سوزان

صبح بیدار شدم و دست و صورتمو شستم و لباس هامو پوشیدم موهام رو شونه زدم و رفتم بیرون که به ماموریت جدید برم یه جایی که به شهر نفرین ها معروف بود قراره برم اما به یه پرحرف(گوجو رو میگه😁) رفتم بیرون دیدم گوجو اون جاست میخواستم که برم یه جای دیگه که جلوم ظاهر شد


گوجو: سلام سوزان خوبی (با پر انرژی)

سوزان : خوبم من صبحونه نخوردم برم که صبحونه بخورم (با بی حوصلگی)

گوجو: چرا باهم نخوریم ؟؟

سوزان : خب ...... باشه

گوجو: خوبه چشم کینه ای من

سوزان اعصابش خورد شد میخواست که بزنه تو دهن گوجو ولی جلوی خودشو گرفت و گوجو و سوزان رفتند به یه کافه اونجا یه چیزایی خوردند و نوشیدند و به سمت ماموریت رفتن البته با ماشین گوجو ، گوجو راننده بود و سوزان کنارش نشسته بود هیچ حرفی بینتون رد و بدل نمیشد که ...

گوجو: ببینم چرا ساکتی ؟

سوزان : هیچ فقط حرفی برای گفتن ندارم

گوجو: ببینم تو از من متنفری؟

سوزان : خب هم آره هم نه

گوجو: منظور ؟

سوزان : تو خیلی پر انرژی هستی زیاد حرف میزنی سربه سر من میزاری

گوجو: خب ببخشید آخه سربه سرت نزارم خوش نمی‌گذره بهم

سوزان : چه بد (به بیرون داشت نگاه میکرد)

گوجو : همه ی دخترا از من خوششون میاد اما تو نه

سوزان : تو تنها پسری هستی که خیلی رومخمه

گوجو: خب.... رسیدیمممم


گوجو ماشینو نگه داشت و سوزان پیاده شد گوجو هم همینطور چند تا نفرین دیدند سوزان به سمت اونا رفت و نابودشون کرد و بر گشت گوجو هم به ماشین تکیه داده بود سوزان یکی زد تو سر گوجو ,


گوجو: چته ؟,

سوزان : داری چه قلطی می‌کنی اینجا 💢💢

گوجو: تو نفرین هارو تنهایی نابود کن من استراحت میکنم 🤌🥱

سوزان : تو قلط کردی احمق جون بیا اون نفرین های دیگه رو نابود کن






✨پارت بعدی رو فردا میزارم ✨
دیدگاه ها (۳)

✨برف آب شده پارت ۲✨گوجو: باشه عصبی نشو +رفت اون نفرین هارو ن...

✨ برف آب شده پارت ۳✨اون دوتا شروع به غذا خوردن کردند و..سوزا...

✨ادامه زندگی نامه سوزان✨+ و بعد از اون با گوجو تمرین میکرد و...

✨ سناریو جدید از گوجو ✨✨اسم سناریو: برف آب شده ✨✨نوع سناریو:...

پارت چهاردهم(پارت مورد علاقه خودم)

سناریو گتو و گوجو

سناریو گتو و گوجو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط