طلوع صبحی دیگر

طلوع صبحی دیگر

بخار روی چای میگوید فرصت اندک است

زندگی را تا سرد نشده باید سر کشید

"دوشنبه تان شیرین و نیکو"
دیدگاه ها (۱)

صَلی اللهُ عَلیکَ یا اباعَبدالله ... از راه دور میدهم ارباب ...

تو زلیخایی و من یوسفِ آشفته سـرمدوست‌دارم که‌خودم پیرهنت را ...

خواستم این اربعین را کربلا باشم نشد از نجف پای پیاده کربلا ...

🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 قُل للحُسیْنِ بأنَّنِی ؛ أهْواهُوَأذُوبُ شوقَا...

🌾سـلام☕️طلوع صبحی دیگر🌾از زندگی بر شما مبارک☕️دلتان شاد از غ...

عشق اجباری ......پارت ۱۷ و اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط