@mobina.one

@mobina.one
پیراهنم پیراهنت را دوست دارد
پیراهنم عطر تنت را دوست دارد

پیراهنم وقتی که می آیی سراغش
آغوشِ گرم و ایمنت را دوست دارد...

پیراهنم ، شب در اتاق گفتگومان
پیراهن از تن کندنت را دوست دارد

پیراهنم چشمش تو را خیلی گرفته
نامرد چشمِ روشنت را دوست دارد

خوب او حسودست و تو را از چشم مردم
پیداست ! پنهان کردنت را دوست دارد

پیراهنم دلتنگ میگردد برایت
تنگِ غروب و دیدنت را دوست دارد

آهسته در گوشت بیا چیزی بگویم
پیراهنم ، پیراهنت را دوست دارد ...

#ایرج_علینژاد
#عاشقانه
#شعر_ناب
#نامتواری
@namotevari
دیدگاه ها (۲)

در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟تنگ است دلم، قوت فریاد کجایی؟با ...

پیری آن نیست که بر سر بزند موی سفید ..هر جوانی که به دل شوق ...

دین اگر لبهای من را بر لبت مانع شود... دین و ایمان را ...

روسَری سَر کن فَقط یک رنگ آبی تر بپوش..رنـگِ چـشمـانِ تـو با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط