درخواستی
#درخواستی
#تکپارتی
وقتی خجالت میکشه....
یانگ جونگین پسری بود که همه ی دخترای مدرسه روش کراش بودن ولی اون با کسی نه صحبت میکرد و نه دوستی داشت بغیر از هونگ سونگ پسر عموش....
ا/ت هم دختری بود که تازه انتقالی گرفته بود و فقط بخاطر این که نزدیک بود بخاطر اون کل مدرسه ی قبلیش آتیش بگیره
(روز انتقالی ا/ت)
معلم: بچه ها یه دانش آموز جدید داریم
+سلام من ا/ت هستم و راستش زیاد هم از دیدنتون خوشحال نیستم ولی امیدوارم بتونیم به خوبی این سال تحصیلی گند رو هم پشت سر بزاریم(سرد)
معلم: ممنون بابت معرفی خوبت میتونی بری اونجا(اشاره به میز کنار میز جونگین)
+چشم
معلم: جونگین! ازت میخوام که زنگ تفریح مدرسه رو به ا/ت نشون بدی
_چشم
(زنگ تفریح)
ویو ا/ت
از اون موقعی که معلم داشت یه سری چرت و پرتا رو تعریف میکرد سرمو گذاشتم روی میز و به پنجره خیره شدم
_ببخشید!
سرمو گرفتم بالا که با یه پسر مو مشکی که دارای یک جفت چشمای مشکی براق بود و روی تگ اسمشو نگاه کردم که نوشته بود «یانگ جونگ این»
+چیزی شده؟
_معلم گفت که مدرسه رو نشونت بدم
+لازم نیست هروقت خواستم بهت میگم(سرشو دوباره گذاشت روی میز)
_اممم باشه هرجور راحتی.....راستی اسم من جونگینه و تو؟
+ا/ت هستم
_از دیدنت خوشوقتم
+آها باش
(یک هفته بعد)
ویو ا/ت
چند روزی میگذشت که یه حس هایی توی دلم به اون پسره یانگ جونگین پیدا کردم ولی اگه بهش بگم شاید ردم کنه، یا شایدم برام قلدری کنه ولی بهش نمیخوره همچین آدمی باشه اگرم باشه من میزنم دهنشو صاف میکنم پسره ی چشم سفید....
ـ
~جونگینا(کیوت)
_بله؟
~میشه توی این مسئله بهم کمک کنی؟
_اره چرا که نه
ویو ا/ت
وااای این دختره نمیخواد خجالت بکشه؟ چرا انقدر خودشو میچسبونه به جونگین؟
.
.
_خب متوجه شدی؟
~اره ممنونم (کیوت)
وقتی دیدم این دختره زیادی از حدش میگذره رفتم و جلوی جونگین گفتم:
+گفتی که میخوای مدرسه رو بهم نشون بدی الان میخوام که با محیط مدرسه آشنا شم پس بلند شو
_چرا انقد یهویی؟
+چون دلیلش به خودم مربوطه حالاهم بلند شو
_ امم باشه
(حیاط پشتی مدرسه)
_خب اینم از حیاط پشتیمون حالا برگردیم توی کلاس؟
+نه
_چیزی شده؟
+میخواستم بهت بگم که من دوست دارم و اگه ببینم یبار دیگه اون دختره بیاد سمتت میکشمش هم اونو و هم تورو فهمیدی؟
_چی؟
+من دوستت دارم و میدونم که توهم منو دوس داری هونگ سونگ بهم گفت
_لعنت بهت پسره ی عوضی (زیر لب)
ویو جونگین
داشتم به اون هونگ سونگ دهن لق فحش میدادم که دیدم ا/ت لباشو گذاشت روی لبام و آروم مک میزد وای از این خجالت آورم مگه هست؟ بجای اینکه اول من بوسش کنم اون منو بوس کرد خاک بر سرت یانگ جونگین
بعد از چند ثانیه برای نفس کشیدن ازم جدا شد ولی اینبار من به جای اینکه بوسه امونو ادامه بدم فرار کردم
+چشه؟(آروم)
#تکپارتی
وقتی خجالت میکشه....
یانگ جونگین پسری بود که همه ی دخترای مدرسه روش کراش بودن ولی اون با کسی نه صحبت میکرد و نه دوستی داشت بغیر از هونگ سونگ پسر عموش....
ا/ت هم دختری بود که تازه انتقالی گرفته بود و فقط بخاطر این که نزدیک بود بخاطر اون کل مدرسه ی قبلیش آتیش بگیره
(روز انتقالی ا/ت)
معلم: بچه ها یه دانش آموز جدید داریم
+سلام من ا/ت هستم و راستش زیاد هم از دیدنتون خوشحال نیستم ولی امیدوارم بتونیم به خوبی این سال تحصیلی گند رو هم پشت سر بزاریم(سرد)
معلم: ممنون بابت معرفی خوبت میتونی بری اونجا(اشاره به میز کنار میز جونگین)
+چشم
معلم: جونگین! ازت میخوام که زنگ تفریح مدرسه رو به ا/ت نشون بدی
_چشم
(زنگ تفریح)
ویو ا/ت
از اون موقعی که معلم داشت یه سری چرت و پرتا رو تعریف میکرد سرمو گذاشتم روی میز و به پنجره خیره شدم
_ببخشید!
سرمو گرفتم بالا که با یه پسر مو مشکی که دارای یک جفت چشمای مشکی براق بود و روی تگ اسمشو نگاه کردم که نوشته بود «یانگ جونگ این»
+چیزی شده؟
_معلم گفت که مدرسه رو نشونت بدم
+لازم نیست هروقت خواستم بهت میگم(سرشو دوباره گذاشت روی میز)
_اممم باشه هرجور راحتی.....راستی اسم من جونگینه و تو؟
+ا/ت هستم
_از دیدنت خوشوقتم
+آها باش
(یک هفته بعد)
ویو ا/ت
چند روزی میگذشت که یه حس هایی توی دلم به اون پسره یانگ جونگین پیدا کردم ولی اگه بهش بگم شاید ردم کنه، یا شایدم برام قلدری کنه ولی بهش نمیخوره همچین آدمی باشه اگرم باشه من میزنم دهنشو صاف میکنم پسره ی چشم سفید....
ـ
~جونگینا(کیوت)
_بله؟
~میشه توی این مسئله بهم کمک کنی؟
_اره چرا که نه
ویو ا/ت
وااای این دختره نمیخواد خجالت بکشه؟ چرا انقدر خودشو میچسبونه به جونگین؟
.
.
_خب متوجه شدی؟
~اره ممنونم (کیوت)
وقتی دیدم این دختره زیادی از حدش میگذره رفتم و جلوی جونگین گفتم:
+گفتی که میخوای مدرسه رو بهم نشون بدی الان میخوام که با محیط مدرسه آشنا شم پس بلند شو
_چرا انقد یهویی؟
+چون دلیلش به خودم مربوطه حالاهم بلند شو
_ امم باشه
(حیاط پشتی مدرسه)
_خب اینم از حیاط پشتیمون حالا برگردیم توی کلاس؟
+نه
_چیزی شده؟
+میخواستم بهت بگم که من دوست دارم و اگه ببینم یبار دیگه اون دختره بیاد سمتت میکشمش هم اونو و هم تورو فهمیدی؟
_چی؟
+من دوستت دارم و میدونم که توهم منو دوس داری هونگ سونگ بهم گفت
_لعنت بهت پسره ی عوضی (زیر لب)
ویو جونگین
داشتم به اون هونگ سونگ دهن لق فحش میدادم که دیدم ا/ت لباشو گذاشت روی لبام و آروم مک میزد وای از این خجالت آورم مگه هست؟ بجای اینکه اول من بوسش کنم اون منو بوس کرد خاک بر سرت یانگ جونگین
بعد از چند ثانیه برای نفس کشیدن ازم جدا شد ولی اینبار من به جای اینکه بوسه امونو ادامه بدم فرار کردم
+چشه؟(آروم)
- ۱۱.۶k
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط