آن روزها مادر

آن روزها مادر
در یک تشت پرآب با کمی صابون
و چند تکه لباس
خورشید را می شست
آن روزها همه ی لباسهای من
بوی آفتاب می داد....!


#واهه آرمن


🌿🌿🌿🌿🌿
دیدگاه ها (۱)

جان پس از عمری دویدن لحظه ای آسوده بودعقل... سر پیچیده بود ا...

...

مادرم ملتی یک نفره است، تنها در کنار اوست که باور می کنم حتی...

پس عزا بر خود کنید ای خفتگانزانک بد مرگیست این خواب گران مول...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

پارت اول.درخواستی❤من لی جیسو هستم. 25 سالم است و روانشناسم...

تکپارتی چان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط