الیس با دیدن پلاستیک هایی با ارم شهر بازی مورد علاقه اش
𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆
الیس با دیدن پلـاستیک هایی با ارم شهر بازی مورد علـاقه اش
کلمه ی خائن رو زمزمه کرد
★چی شده انقدر ناراحتی؟
&راست میگه اخمات تو همه
_چیزی نیست... این در لعنتی رو باز کنید تا نشوندمش
الما اروم کلید انداخت و الیس سریعا وارد خانه شد
بعد از شام
الیس با دوستش هانیل
برنامه ای برای امشب ریخت
میخواستند به شهر بازی بروند
پس اماده شد و گوشی خود را برداشت
منتظر هانیل بود
به سمنت تماس ها رفت و اسم جونگکوک رو تغییرداد
_خائن... اره کلمه ی خوبیه
هانیل به دم در امد
+کجا میری؟
_بیرون... منتظرم نباشید شاید شب نیام
الیس دوان دوان سوار ماشین شد
سلـام 𝑯𝟏 :
_سلـام قشنگم
سلـام هانیل 𝑱𝟏 :
دخترها دونه به دونه شهربازی رو رفتن
ساعت 𝟐:𝟐𝟑بود
الیس اروم به خونه رفت
الیس با دیدن پلـاستیک هایی با ارم شهر بازی مورد علـاقه اش
کلمه ی خائن رو زمزمه کرد
★چی شده انقدر ناراحتی؟
&راست میگه اخمات تو همه
_چیزی نیست... این در لعنتی رو باز کنید تا نشوندمش
الما اروم کلید انداخت و الیس سریعا وارد خانه شد
بعد از شام
الیس با دوستش هانیل
برنامه ای برای امشب ریخت
میخواستند به شهر بازی بروند
پس اماده شد و گوشی خود را برداشت
منتظر هانیل بود
به سمنت تماس ها رفت و اسم جونگکوک رو تغییرداد
_خائن... اره کلمه ی خوبیه
هانیل به دم در امد
+کجا میری؟
_بیرون... منتظرم نباشید شاید شب نیام
الیس دوان دوان سوار ماشین شد
سلـام 𝑯𝟏 :
_سلـام قشنگم
سلـام هانیل 𝑱𝟏 :
دخترها دونه به دونه شهربازی رو رفتن
ساعت 𝟐:𝟐𝟑بود
الیس اروم به خونه رفت
- ۲۵
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط