کودکی ها.

کودکی ها.
کودکی هایم اتاقی ساده بود
قصه ای ،دور اجاقی ساده بود
شب که می شد نقش ها جان
می گرفت
روی سقف ما که طاقی ساده بود
می شدم پروانه خوابم می پرید
خواب هایم اتفاقی ساده بود
زندگی دستی پراز پوچی نبود
بازی ما جفت وطاقی ساده بود
قهر می کردم به شوق آ شتی
عشق هایم اشتیاقی ساده بود
ساده بودن عادتی مشکل نبود
سختی نان بود وباقی ساده بود

.
دیدگاه ها (۱)

سخت ترین دو راهی،دو راهی بین فراموش کردن و انتظار است.گاهی ک...

ﺳﻪ ﺗﺎﺭﻡ ، ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ، ﮐﻤﯽ ﻧﺎﮐﻮﮎ ﻭ ﺑﺪ ﺣﺎﻟﻢﻣﺨﺎﻟﻒ ﻣﯿﺰﻧﻢ ، ﺯﯾﺮ...

ﺳﻬـــﻢ ﻣـــﻦ ﮐــﻪ ﻧﯿﺴﺘـــﯽ ...ﺳـــﻬﻢ ﻗﺼــﻪ ﻫــﺎﯼ ﻣـــﻦ ﺑﻤـــ...

از سکوتم می نویسم تا بدانی خسته امبی هوایت کنج پستوهای غم یخ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

کودکی‌هایم اتاقی ساده بودقصه‌ای، دورِ اجاقی ساده بودشب که می...

#رؤیاهای_کودکی.کودکی‌هایم اتاقی ساده بودقصه‌ای، دور اجاقی سا...

کودکی‌ هایم اتاقی ساده بود قصه ای، دورِ اجاقی ساده بودشب که ...

کودکی هایم اتاقی ساده بودقصه ای ، دور اجاقی ساده بودشب که می...

کودکی هایم اتاقی ساده بودقصه ای، دورِ اجاقی ساده بودشب که می...

کودکی هایم اتاقی ساده بود قصه ای ، دور ِ اجاقی ساده بود شب ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط