ButYou

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌
#P‌a‌r‌t‌⁰⁴

+بمیری کور و کَرَم شدی
&سکوت
+لعنت
اینم که کوره.....
تلفن دورا سکوت رو شکست....
از استاد عذرخواهی کرد و جواب داد....
&لعنت بهت سرکلاسم!
.
&چیکارم داری؟
.
&خیلیه خب.....
.
&باشه دیگه بای
.
+هوی
&هانننن
+کی بود؟
&داداشم
+آها
&میبندی یا نه؟
+باشه بابا لعنتی
بعد از کلاس رفتیم داخل محوطه و دوباره دیدمش....
+ایناها نگاش!
&کی؟
+این گل‌پسر چش قهوه ای!
&کجاس؟
+اوناها کوری؟
&آها، حالا گفتم حوری بهشتیه...اینم تحفه ای نی
+خفه بابا لعنتیو نگا!
&باشه حالا
+اوففففف نگاش کن؟!!!!!
&سکوت کن
+ای جانمممم
&میخوان پارتی بگیرن....
+کیا؟
&مامانم اینا
دیدگاه ها (۰)

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌#P‌a‌r‌t‌⁰⁵+خووو....&مثل همیشه توام هستی +چی...

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌#P‌a‌r‌t‌⁰⁶موهام رو که بلند و لَخت شلاقی بود...

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌#P‌a‌r‌t‌_⁰³داخل چشم های خرمایی رنگش غرق شدم...

دیدینش؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط