جوکر یه دیالوگی داشت که میگفت: «من لبخند میزنم که دردامو

جوکر یه دیالوگی داشت که میگفت: «من لبخند میزنم که دردامو پنهان کنم و آرزومه یه‌روز، یکی بیاد نگام کنه و بفهمه همه‌چی دروغه»؛
و چه روزایی که از درون ذره‌ذره نابود شدیم و لبخند زدیم، ولی هیچکس نفهمید این لبخندا دروغه


⃟🍁฿ѦℜѦη
دیدگاه ها (۱)

مربی موتور سوار

چندپارتی:وقتی هم پارتنرت و هم استادت بود و...pt² ادامه دارد:...

پشت لبخند جیمینپارت سومپنج دقیقه بعد، بالاخره تونستم برنامه‌...

#in_your_eyes part_8۸ویو کایلاچند روز گذشته بودهمه چیز کم‌کم...

Part.5#مرد-منچند دقیقه گذشت. لیانا لیوان چای رو توی دستش می‌...

توکیو ریونجرز ( پارت2)بالاخره تاکه میچی آروم گرفتیکم بعد :سه...

پارت 35𐙚🦋 ویو ته 🦋𐙚این حس عجیب…فقط یک علاقه ساده نبود.هرچی ب...

𐙚 پارت ² | ویو نامرابالاخره زنگ تفریح خورد و من سریع کتابم ر...

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط