رامشی در چهره‌ات بود، آرامشی زیبا برادر!

رامشی در چهره‌ات بود، آرامشی زیبا برادر!
خون تو را دیدم که می‌ریخت، چون خون عاشورا برادر!

خون تو شعری مستمر بود ، هشدار جنگی سخت تر بود
خون تو فریاد سحر بود، وای از سکوت ما، برادر!

قربانی شهر فریبیم، در انقلاب خود غریبیم
بیدار کن ما خفتگان را ،بیدار کن ما را برادر!

نبض خیابان‌های تهران، آهنگ تسبیح تو بوده است
بازآ که بی تو شهر مجروح جان می‌دهد، بازآ برادر!

ما چون تو فرزند بهاریم ، ما هم وریدی سرخ داریم
باید یکی برخیزد، آری ، اما چرا تنها، برادر!؟

اندام خونین تو اینک، خود روضه‌خوان نینوا شد
آری هوای گریه داریم، اجر تو با زهرا (س)، برادر!


***

حبل الوریدت را بریدند ، گویا خدا نزدیکتر شد
خون تو را دیدم که می‌ریخت...نفرین به تیغ نابرادر
دیدگاه ها (۴)

باغ موزه دفاع مقدس همین الان.

تحریم فیلم رستاخیز......

با این پست بروز هستیم: http://sbasiji.blog.ir/1394/04/21/pas...

بنظرتون این نره یا ماده....من فکر می کردم نره ولی بینیش به م...

wePart 1*اسپانیا (بارسلون)*مایاوقتی از خواب بیدار شدم لوازم ...

love in the dark⑦②چند روز بعد ا/ت: جانم چیشده چیز مهمی میخوا...

My professor Part:61اما فورا با حالت موهاش تشخیص دادم که جئو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط