دختر گفت:

دختر گفت:
فقط دعا کنید پدرم شهید بشه.خشکم زد،گفتم این چه دعاییه دخترم؟
گفت:آخه بابام موجیه.
گفتم:خب ایشاالله خوب میشه،چرا دعا کنم شهید بشه؟
گفت:آخه هروقت موج میگیردش و حال خودشو نمیفهمه شروع میکنه من و مادر و برادرم و کتک زدن.
اما مشکل ما این نیست،گفتم:مشکل چیه دخترم؟
گفت:بعد از اینکه حالش خوب میشه و متوجه میشه چه کاری کرده،شروع میکنه دست و پاهای هممونو ماچکردن و معذرت خواستن.
حاجی ما طاقت نداریم شرمندگی پدرمونو ببینیم،
حاجی دعا کنید پدرم شهید بشه..
دیدگاه ها (۳)

پارت ۱ ویو روبی:دور میز نشسته بودیم روی پای جونگ هو که پدرم ...

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹²ویو سومیاوکه یهو در اصلی باز شود که ...

پشت نگاه سردت.. پارت ۱۳فقط همین یه کلمه برای من کافی بود.یه...

⇠نوشته:👤:«تیک‌تاک، شمارش معکوس برای کیم تهیونگ شروع شده.👤:فک...

#تجربه_من ۱۸۹#ازدواج_در_وقت_نیاز #ازدواج_آسان #حرف_مردم #فرز...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

love in the dark⑨⓪چند روز بعدهارین: ا/ت عزیزم استراحت برو خو...

سلام بچه ها خوبین امیدوارم که هیچ وقت طعم مریضی رو نچشید بچه...

پسر بد (60)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط