زهی پروانه در رویا که میگردد به گرد گل

زهی پروانه در رویا که می‌گردد به گرد گل
که از جوش هواداران درین گلزار می‌گردد
زتیغ برق عالمسوز شد هر موجه خونی
شراب لعل کی لب تشنه از خمار می‌گردد ؟
دیدگاه ها (۰)

عبور می کند در شب روح او از طوفانی سرد

فصل به فصل روشن و تاریک می شود دنیای من

ای ساقی جانها تو بده باده بی غش از پرده ذرات جهان گشته مشوش

تو چون قو در دل روز آمدی ناگهان به جای جامه شدی جسم در لباس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط