در گلویم

در گلویم
گیر کرده زخم یک
بغض غـریب
فرصتے از اشک میجویم
که رسوایش کنم....
دیدگاه ها (۱)

تمام چیزی که فهمیدم این است که زندگی طولانیه و طولانی تَر می...

به عدالتِ جهان مشکوکم دستانت دور اما ...!"نفس"ت جانِ من است ...

برکت تنها نانِ درون سفره نیست نه !برکت گاهی آدمیست که با بود...

‏اسکار قشنگ ترین دیالوگم میرسه ب این:"دُشمنارو میبینی؟همه از...

در گلویم گیر ڪرده زخمِ یڪ بغضِ غریبفرصتى از اشڪ میجویمڪه رسو...

‌‌ در دلم فریاد بود ، در نگاهم اشك ، در گلویم بغض ، اما بلند...

این روزها حال عجیبی دارم؛ انگار میان یک پارادوکس گیر افتاده‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط