گریه را می بینم و با خنده رامت می کنم

گریه را می بینم و با خنده رامت می کنم
بهترین احساس دنیا را بنامت می کنم !

خنده را می دزدی و پنهان نگاهم می کنی
گریه را می پوشم و خندان سلامت می کنم

نیستم مأیوس از بد عهدی این روزگار
تلخ گفتارم، ولی شادی به کامت می کنم

کوچه را با شوق دیدارت به پایان می برم
کوچه بن بست قلبم را به نامت می کنم !

گفته بودی زندگی بی عشق رنجی بیش نیست
خویش را یک عمر پابند مرامت می کنم

خون به رگهای تنم در عشق می گردد خمار
تا زلال اشک خود را غرق جامت می کنم

انتهای این غزل پایان کار عشق نیست
با توأش آغاز و پایان با کلامت می کنم !!
دیدگاه ها (۱)

دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده…دلم برای کسی تنگ است...

هی شعر پشت شعر ،،،دلم وا نمی شوداین شعرها بدون تو زیبا نمی ش...

آرام جانم....امشب اگر از آسمان باران ببارد مال تو حتی اگر دس...

من بمیرم که تو را رنجِ مضاعف دادمعذرِ تقصیر، عزیزم! به خطا ا...

پارت ۲ ویو ا.ت اول اشکام رو پاک کردم و بعدش وارد خونه شدم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط