همه را غیر تو ای کاش رها می کردم

همه را غیر تو ای کاش رها می کردم
کاش یک بار فقط کار بجا می کردم

پیش من بودی و من بودم و تو! می بایست
حق لب های تو را خوب ادا می کردم

در من انگار کسی میل به آغوشت داشت
عقل می گفت حرام است و حیا می کردم

باید از جاده ی زیبای تنت می رفتم
راه را کاش که از چاه سوا می کردم

عطرت افتاد به جانم! تو نمی دانی که
در خیالم چه گذشته ست و چه ها می کردم

دست من بود به خونخواهی عشقت بی شک
عقل را یک تنه از ریشه جدا می کردم

کاش پیچک شده بودم به تو می پیچیدم
جایش اما همه ی عمر صفا می کردم

هرچه باریدم و گفتم تو فقط خندیدی
داشتم سفره ی دل پیش تو وا می کردم!
دیدگاه ها (۳)

نسترن...با عطر موهایت،هوایی می شودیاسمن...سر درگم،این دلربای...

گوش کن دارم صدایت می کنم باز دارم دل فدایت می کنم باز داری ب...

از عشق تو محبوبم ، درمانده و نالانمای وای قیامت شد ، در روح ...

گفته بودم نشوم عاشق تو ، باز شدم بشکستم قسم و عاشق آن ناز شد...

Letter.عزیزم...اگه این نامه به دستت رسید‌، یعنی من دیگه نیست...

لعنتی، تمام آن ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که مگر نمی‌گویند م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط