یه دختر تا دلت بخواد تو زندگیش یواشکی گریه کرده

یه دختـر تا دلت بخواد تو زنـدگیش یواشکی گریه کرده
ولی تو اگه عمـرا متوجه شده بآشی
خودش نخاسته که تو بفهمی
دختـره دیگه...تو جمع می بیـنیش شاد ترین دختره
اما تو تنهاییاش عالمی داره
می شینه با خودش حـرف میزنه...درد و دل میکنه...
اما تا یکیو میبینه سریع خودشو جمع و جور میکنه
انگار اصلا اتفاقی نیوفتاده
یوقتایی با اینکه خیلی صمیمی هستین
به هر دری میزنی تا بدونی حال دلش چطوره
می بینی شآد تـر از خودش وجود نداره
این همون دختریه که تو تنهایی عالی داشت برا خودشا
و تو باز نفهمیدی که تو دلش چه خبره
چون نخاست کسی جز خودشو خداش بفهمه
دختره دیگه... #تآیم_نویسندگی
دیدگاه ها (۶)

دلم یک خیال راحت میخواهد!یک آرامش محض یک خواب عمیق آرامشی از...

قبل از اینکه به کسی بگی ماهِ منچک کن ببین آسمونش هستی یا نه....

برای تصرف یک قلب نیاز به لشکر کشی نیست فقط کافیست مهربون بود...

بیا تا “ بهار “ را بدرقه کنیم، کاسه‌ای آب بریزیم پشت سرشو پذ...

زمانی که قلبت دوباره از نو تپید...(۴ پارتی)

Part17قبل از اینکه بفهمم چه بلایی سر خواهرم اومده بیهوش شدمز...

The lost love- part 21

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط