بنام آنکه مرا زاده ی مُحَرم کرد
بنام آنکه مرا زاده ی مُحَرم کرد
سپس مرا به جنونم کشیدو مَحرَم کرد
هرآنچه بَر سر من آمده از این غم بود
ولی خوشم که مرا آشنا به این غم کرد
خدا زِ روز ازل با نگاه دلبری اش
تو را عزیزترین دلبر دو عالم کرد
گِلم سرشته شده از اضافه ی گِل تان
خدا بخاطر این گِل، گِل من آدم کرد
همیشه ذکر شما مایه ی شفای من است
عجب نفوذ، به جان و دلم چُنین دم کرد
بزرگتَر شد از آنی که بود در عالم
کسی که محضرتان با ادب کَمرخم کرد
چه خوش شمیم ملیحی وزید از سویت
همین شمیم ملیحت یه باره مستم کرد
مصیبت تو عظیم است آنقدر آقا
که چشم های تَرم را شبیه زمزم کرد
اشاره ای کُنم آقا، فضا به هم ریزد
به روضه ای که صدایِ تو را زیروبَم کرد
نشست شمر و برید و درید حنجر تو
زِ بعدآن سُم مَرکب تَن تو در هم کرد....
نوکر نوشت :
ﮐﺮﺑﻼﯾﯽ ﺷﺪﻧﻢ ﺍﺯ ﮐﺮﻡ ﺍﺭﺑﺎﺏ ﺍﺳﺖ
ﺭﻓﺘﻦ ﻭ دیدﻥ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﺨﺪﺍ ﯾﮏ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﺳﺖ
ﺗﺎ ﻧﺮﻓﺘﯽ ﺑﻪ ﺣﺮﻡ حاﺟﺖ ﺩﯾﺪﻥ ﺩﺍﺭﯼ
ﺩﺭﺩ ﺍینجاﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﻭﺩﻟﺖ ﺑﯽﺗﺎﺏ ﺍﺳﺖ
صلی الله علیک یا سیدنا المظلوم یا اباعبدالله الحسین
سلام علیکم
سپس مرا به جنونم کشیدو مَحرَم کرد
هرآنچه بَر سر من آمده از این غم بود
ولی خوشم که مرا آشنا به این غم کرد
خدا زِ روز ازل با نگاه دلبری اش
تو را عزیزترین دلبر دو عالم کرد
گِلم سرشته شده از اضافه ی گِل تان
خدا بخاطر این گِل، گِل من آدم کرد
همیشه ذکر شما مایه ی شفای من است
عجب نفوذ، به جان و دلم چُنین دم کرد
بزرگتَر شد از آنی که بود در عالم
کسی که محضرتان با ادب کَمرخم کرد
چه خوش شمیم ملیحی وزید از سویت
همین شمیم ملیحت یه باره مستم کرد
مصیبت تو عظیم است آنقدر آقا
که چشم های تَرم را شبیه زمزم کرد
اشاره ای کُنم آقا، فضا به هم ریزد
به روضه ای که صدایِ تو را زیروبَم کرد
نشست شمر و برید و درید حنجر تو
زِ بعدآن سُم مَرکب تَن تو در هم کرد....
نوکر نوشت :
ﮐﺮﺑﻼﯾﯽ ﺷﺪﻧﻢ ﺍﺯ ﮐﺮﻡ ﺍﺭﺑﺎﺏ ﺍﺳﺖ
ﺭﻓﺘﻦ ﻭ دیدﻥ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﺨﺪﺍ ﯾﮏ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﺳﺖ
ﺗﺎ ﻧﺮﻓﺘﯽ ﺑﻪ ﺣﺮﻡ حاﺟﺖ ﺩﯾﺪﻥ ﺩﺍﺭﯼ
ﺩﺭﺩ ﺍینجاﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﻭﺩﻟﺖ ﺑﯽﺗﺎﺏ ﺍﺳﺖ
صلی الله علیک یا سیدنا المظلوم یا اباعبدالله الحسین
سلام علیکم
- ۷۰۹
- ۲۴ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط