پارت
پارت 𝟭𝟬
#اشتباه_بزرگ
فیلیکس: ات چطوری اینجا چیکار میکنی
ات: من اومدم کتاب بخونم
تهیونگ: ات وقتشه بری خونه
ات: من میخام کتاب بخونم
تهیونگ: وردار خونه بخون
فیلیکس: چیکارش داری
تهیونگ: به تو ربطی نداره
فیلیکس: ات بیا اینجا با هم کتاب بخونیم
ویو ات:فیلیکس همینو گفت تهیونگ دست به یقه فیلیکس شد
ات: دعوا نکنید
سینه های تهیونگو هول دادم عقب که یقه فیلیکسو ول کنه سری یه کتاب برداشتم و دست تهیونگو گرفتم کشوندم بیرون
ات: فیلیکس فردا میبینمت
فیلیکس: باشه خدافظ
تهیونگو از اونجا کشوندم بیرون که دعوا نکنن
تهیونگ: چته
ات: چرا دعوا میکنی اصلا بتو ربطی نداره من پیش فیلیکس کتاب بخونم
تهیونگ: چقدر پرویی بیا برو پیش فیلیکس جونت
ات: چرا اینجوری میگی من فقط یک روزه اومدم اینجا و تازه تورو نمیشناسم فیلیکسم در حد یه حرف زدن کوتاه میشناسم
تهیونگ: دوس داری با فیلیکس کتاب بخونی (با لحن جدی )
یهوی دستاشو بین منو دیوار قفل کرد
تهیونگ: جواب بده
خیلی گرمم بود نمیدونم چرا استرس گرفته بودم که یهو.....
ادامه داره😈👀
#اشتباه_بزرگ
فیلیکس: ات چطوری اینجا چیکار میکنی
ات: من اومدم کتاب بخونم
تهیونگ: ات وقتشه بری خونه
ات: من میخام کتاب بخونم
تهیونگ: وردار خونه بخون
فیلیکس: چیکارش داری
تهیونگ: به تو ربطی نداره
فیلیکس: ات بیا اینجا با هم کتاب بخونیم
ویو ات:فیلیکس همینو گفت تهیونگ دست به یقه فیلیکس شد
ات: دعوا نکنید
سینه های تهیونگو هول دادم عقب که یقه فیلیکسو ول کنه سری یه کتاب برداشتم و دست تهیونگو گرفتم کشوندم بیرون
ات: فیلیکس فردا میبینمت
فیلیکس: باشه خدافظ
تهیونگو از اونجا کشوندم بیرون که دعوا نکنن
تهیونگ: چته
ات: چرا دعوا میکنی اصلا بتو ربطی نداره من پیش فیلیکس کتاب بخونم
تهیونگ: چقدر پرویی بیا برو پیش فیلیکس جونت
ات: چرا اینجوری میگی من فقط یک روزه اومدم اینجا و تازه تورو نمیشناسم فیلیکسم در حد یه حرف زدن کوتاه میشناسم
تهیونگ: دوس داری با فیلیکس کتاب بخونی (با لحن جدی )
یهوی دستاشو بین منو دیوار قفل کرد
تهیونگ: جواب بده
خیلی گرمم بود نمیدونم چرا استرس گرفته بودم که یهو.....
ادامه داره😈👀
- ۴۵۵
- ۲۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط