من آشنای کویرم،تو اهل بارانی
من آشنای کویرم،تو اهل بارانی
چه کرده ام که مرا از خودت نمیدانی؟
مرا نگاه! که چشم از تو بر نمیدارم
تو را نگاه ! که از دیدنم گریزانی
من از غم تو غزل می سرایم و آن را
تو عاشقانه به گوش رقیب می خوانی
هزار باغ گل از دامن تو می روید
به هر کجا بروی باز در گلستانی
قیاس یک به یک شهر باتو آسان نیست
که بهتر از همگان است ،بهتر از آنی
چه کرده ام که مرا از خودت نمیدانی؟
مرا نگاه! که چشم از تو بر نمیدارم
تو را نگاه ! که از دیدنم گریزانی
من از غم تو غزل می سرایم و آن را
تو عاشقانه به گوش رقیب می خوانی
هزار باغ گل از دامن تو می روید
به هر کجا بروی باز در گلستانی
قیاس یک به یک شهر باتو آسان نیست
که بهتر از همگان است ،بهتر از آنی
- ۱.۰k
- ۰۷ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط