تو که قصد جدائی کرده بودی خیال بی وفائی کرده بودی

تو که قصد جدائی کرده بودی خیال بی وفائی کرده بودی
چرا با این دل خوش باور من زمانی آشنائی کرده بودی . . .
مگر غیر از وفا از من چه سر زد
که دل را بی وفا خواندی و رفتی
مگرغیراز نگاهت به چشمانم که درزد
که از ناز چشم خود ازدل گرفتی
دیدگاه ها (۲)

بـــــله متأسفانه

تعبت من کلشـــــے ابحیـاتے

چــقــدر مــتــفــاوتـــنــد آدمــهــا عــشــق بــرایی یــکـ...

هــــــــــه رابطه ای که توش اعتماد نیست مثل ماشینی میمونه ...

رمان بغلی من پارت ۱۶۹و۱۷۰و۱۷۱و۱۷۲لیلا:بله تو بچم معلوم نیست ...

تک پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط