حس ناشناس

حس ناشناس
پارت۲🎀

که چشمش به چشم امیل افتاد و تو ذهنش گفت

بکی تو ذهنش:وای خدا امیل نسبت به کلاس اول خیلی جذاب تر شده🤤❤

انیا تا ذهن بکی و خوند گفت

انیا تو ذهنش:بکی چندش🤢🤮

بکی حرفشو تموم نکرد و امیل گفت

بکی:امیل،میشه زنگ بیای پیشم کارت دارم اگه دوست داشتی با دوین بیا

امیل:باشه حتما
امیل تو ذهنش:وای خدا باورم نمیشه اون با من کار داره خدایا یعنی دارم خواب میبینم😍😍

انیا ذهن امیل و خوند
انیا تو ذهنش:ای خدا اقوم گرفت🤢
اینا چرا اینطورین ایش ایش اه اه🤢🤢

دامیان:هوی بکی
بکی:بی ادب ادم یه خانم و اون طوری صدا نمی کنه
دامیان:اصلا من نمیخوام ادم باشم
بکی:میخواستیم نبودی
دامیان:ای بابا،حالا ولش کن خوب داری رفیقیای منو می دزدی پس من زنگ با کی بدم برای ناهار

بکی:خی معلومه با انیا ولی یادت باشه اگه اذیت کنی با من طرفی

دامیان و انیا=🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅

امیل و دوین:ارباب دامیان شدید رب گوجه فرنگی

دامیان:چی؟!

بکی:انیا جونم چرا گوجه شدی صبر کن ببینم نگو که تو

انیا:نه نه نه بگی می کشمت بکی😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡


ببخشید این پارت کم بود در عوض خماری نزاشتم❤

فردا سه تا پارت میدم😘😘

اگرم شد پارت بعد و بدا میدم😘

فعلا بای خوشگلای من😘😘😘😘موچ به همتون
دیدگاه ها (۴)

حس ناشناس پارت ۳🎀انیا:نه نه نه بگی می کشمت بکی😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡...

حس ناشناسپارت ۴🎀از زبان نویسندهخانواده ی فورجر ناهار خوردن و...

دوستان عزیز من بهتون رحم کردم😂😂و الان میخوام پارت دوم و بدم😊...

دوستان عزیز پروف عوض شد گگمون نکنید😘😘نظر کسایی که میخواستن ع...

کله پوک صورتی ✨️پارت ۳۴انیا و دامیان به دریاچه رسیده بودن در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط