{ ددی مافیایی من }

{ ددی مافیایی من }


{ فصل 2 }

پارت : 12


یونجون : امممممم خب منم ایتالیا رو دوست دارم ولی میدونی ؟
به نظرم کره یه کشوره دیگست


بارام : اوهوم کره کشوره خیلی پیشرفته ایه و اونجا زندگی کردن ارزوی خیلی از ادماست ( حقــــ😭😭)


یونجون : اوهوم


یونجون : خب رسیدیم


بارام : مرسی استاد



بارام ویو :

رسیدیم مدرسه از یونجون تشکر کردم و رفتم داخله کلاس که بازم اون 5 تا دخترو دیدم
بیخیال رفتم سره جام نشستم که دیدم یه خانم اومد داخله کلاس و گفت که استاده فیزیکمونه
اههههههه از فیزیک متنفرم
اصن من از همه درسا و ادما متنفرم



یونجون ویو :


صبح بلند شدم و اماده شدم که برم مدرسه که دیدم راننده بارام هنوز داخله پارکینگ وایساده
اوممم میخوام یزره بیشتر این دختره رو بشناسم پس رفتم پیشه رانندش و گفتم


یونجون : اقا ببخشید بارام هنوز نرفته مدرسه ؟


راننده : نه اقا هنوز نرفته


یونجون : خب من میبرمش
اخه میخوام یزره بیشتر بشناسمش


راننده : ولی خانم زیاد نزدیکه پسرا نمیشه اخه میدونید ؟


یونجون : اره از رفتاراش میشه اینو فهمید ولی لطفا شما بهش بگید که لاستیکه ماشین پنچر شده و نمیتونید ببریدش


راننده : اما


یونجون : لطفا


راننده : خیلی خب باشه



ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیدگاه ها (۰)

{ ددی مافیایی من }{ فصل 2 }پارت : 13یونجون ویو : رفتم و چن...

{ ددی مافیایی من }{ فصل 2 }پارت : 15 یونجون ‌ : ولی مگه باب...

{ ددی مافیایی من }{ فصل 2 }پارت : 11 بارام ویو : یه نگاه ب...

{ ددی مافیایی من }{ فصل 2 }پارت : 10بارام ویو : یعنی این ا...

PT:1

شب های تاریک ویو کاترین: امروز اول روزی هست که داخل خونه خال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط