من باز گشتم

من باز گشتم
وانشات ریندو خون‌آشامی ( البته ریندو خوناشام نیست )

ویو خونه هایتانی ها

ران در حال تلویزیون دیدن : هه ریتدو میگن یه جسد بدون خون پیدا شده

ریندو : وایییی ترسیدم بپا میری بیرون لولو نخورتت

ران : اینو من باید به تو بگم

ریندو : مسخره

پرش زمانی به فردا

مقر باتن

مایکی : یه محموله داریم امشب ساعت ۲ ریندو و کوکو میرین پول رو میدین و محموله رو میارین

سانزو : چرا بکشیمشون راحتر نیست ؟

ران : بعدن برامون سود دارن

سانزو : خودم میدونم بادمجونننن

ران : به کی میگی بادمجون پشمککککک


ساعت ۴۵ : ۱ شب

کوکو : محل قرار همین جاست دیگه ؟

ریندو : آره

کوکو : مسخرس چرا باید پول بدیم !؟؟

ریندو : آدم پولی

کوکو : هوییییییی

ریندو : هیششششش دارن میان

خلاصه که کار ها رو انجام دادن طرف معامله رفت و کوکو و ریندو هم داشتن میرفتن

ریندو : چه روز خسته کنند........

قبل از این که حرفش تموم شه یه دختر از پشت پرید روش و ریندو افتاد رو زمین
کوکو کلتش رو در آورد و سمت دختره نشونه گرفت دختره هم یه چاقو رو گردن ریندو گذاشت

؟؟؟ : بزنی میکشمش

کوکو در دوراهی قرار گرفته بود کلتش را گمی پایین آورد

ریندو : کوکو ! چه غلطی میکنی !؟

؟؟؟ به صورت ریندو نگاه میکنه از جذابیت این بشر دستش کمی شل میشه و آز از چشم ریندو دور نمیمونه و از همون موقعیت استفاده میکنه دست ؟؟؟ رو که خنجر بود میگیره و جاشون رو عوض میکنه ( یکم سخن شد 😅)
ریندو : هوی برای کی کار میکنی ؟ چرا اومدی اینجا ؟ کی هستی ؟

؟؟؟ : هویییییی اروم من ا/تم برای کسی کار نمیکنم و ( یه لبخند میزنه که دندون های نیشش معلوم میشن )

ریندو زمزمه وار : یعنی چی !

کوکو : ریندو چت شده بکشش دیگه

ا/ت : اوووووو آروم برو دادش بیاین یه کاری کنیم نه من چیزی دیدم نه شما ها چطور ؟

کوکو : و چه سودی برای ما داره ؟

ریندو : اوم شاید به دردمون بخوره !

ریندو میزه ا/ت رو بی‌هوش میکنه میندازه رو کولش و میبره

کوکو : معلوم داری چه غلطی میکنی ؟!!!!

ریندو : گفتم که بعدا به درد میخوره

ریندو و کوکو میرن مقر

مایکی : مگه کشکه که ورداشتی آوردیش اینجا ؟

ریندو : یه نگا به دندوناش بنداز

مایکی : -_- ریندو .........حداقل تو خیابون نمیکردی

ریندو : چی ؟ کی ؟ نهههههههههه اون به ما حمله کرد !!!!

سانزو : یه دخترررررر 🤣

ریندو : مرض

حالا به هر ترتیب می‌فهمن ا/ت خوناشام هست

مایکی : سانزو ببرش زیر زمین

سانزو : های

سانزو ا/ت رو میبره زیر زمین به یه صندلی میبندتش

چند دقیقه بعد

از زبان ا/ت

با سردر بلند شدم به یه جایی بسته شده بودم هوا سرد بود و اون اتفاقات یادم اومد

ا/ت : لعنتی .....

ا/ت تلاش می‌کرد خودش رو باز کنه ولی نمیشد

صدای پا از بیرون اومد و در باز شد یکی با مو های سفید چشم های سیاه و گود افتاده و قد کوتا 🤣 وارد شد ( مایکی دیگه )

مایکی یه صندلی جلوی ا/ت گذاشت و نشست

ا/ت : ........

مایکی : .........

ا/ت : ...................

مایکی : ................

ا/ت : دِ حرف بزن دیگه چی میخوای ؟

مایکی : خودت اول حمله کردی به من چه ؟

ا/ت : اون جیگ........اون یاروع منو اورد اینجا


مایکی : چرا دندون نیش داری ؟

ا/ت : -_- به نظرت چرا ؟

مایکی: جواب سوال من رو با سوال نده

ا/ت : باشه پس چون چه چسبیده به را

مایکی : ........

ا/ت : ........

در باز شد و ریندو اومد تو

ریندو : مایک......او پس زیبای خفته بلاخره بیدار شد

ا/ت سرخ میشه : جانم !؟

مایکی : ریندو خودت بیا باهاش حرف بزن

ریندو : های

و مایکی میره بیرون

ریندو : خب خون‌آشامی؟

ا/ت : های
.
.
.
.
زیاد شد اگر دوست داشتین پارت دوش رو هم میزارم اگر هم نه که هیچی

تا بعد جانه ( خدافظ)
دیدگاه ها (۷)

سلام سلام من گشادی رو گذاشتم کنار درخواستی ها زیاد شده 😅شاید...

یودو بار نوشتمش این بار سوم 🥲ریندو : خوناشامی ؟ا/ت : های رین...

یو میناااا ۱۰ تایی شدنمون مبارککککککک 🥳🥳 ممنون از حمایت ها ت...

سلام سلام بلاخره پارت دادمما/ت : میدونی چیه اصلا میرم یه چی...

بلاخره پارت دادممممم_دیدار غیر منتظره _ریندو : چی ؟ا/ت : ام ...

p4 یه دور پاک شد 😭کوکو : تووووووو دخترههههه@#&$¥£€.............

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط