بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت سی دو🍷🗡



با حس کنده شدن موهام چشم باز کردم که چشم تو چشم دختر وحشی این روزام شدم ..

با دیدن چشمای بازم حرصی گفت
+ولم کن؛

دستمو گذاشتم روی دستش ، آروم فشار دادم دستشو که آخی گفت
سریع دستشو ول کرد

که با یه دستم دوتا دستشو گرفتم و خیمه زدم روش
+صبح بخیر دوس داشتنی!

با چشمای گرد نگاهم کرد
_اسم جدیدمه؟ نه ممنون من اسم جدید دوست ندارم خودم اسم دارم

پوزخند کجی زدم
لب زدم
+ولی من دلم میخواد بهت بگم دوست داشتنی

حواسم بود که خواست زانوشو بیار بالا و در همین حین گفت
_تو غلط میکنی

سریع پاهم‌محکم رو پاش فشار دادم که مانع این کار شد

فهمید نقششو فهمیدم و لو رفته
لباشو گاز گرفت

با آرامش دست گذاشتم روی لبش و از زیر دندونش کشیدم بیرون

پچ‌زدم
+به اموال من آسیب نرسون دوست داشتنی...

با حرص نگاهم کرد
_من اموال تو نیستم ولم کن

سر خم کردم
ل.بــ...م و گذاشتم رو ل‌ب‌ش

بهت زده به من نگاه کرد
انگار نمی‌خواست باور کنه من این کارو باهاش کردم

بعد چند مین به خودش اومد
تقلا کرد که منو جدا کنه

م‌ک عمیقی به لبش زدم ...
یه قطره اشک رو صورتش ریخت که دلم لرزید

گاز آخر و ازش گرفتم و جدا شدم
دیدگاه ها (۷)

بازی درخون 🍷🗡پارت سی سه🍷🗡نگاهم نکرد حس میکرد غرورش شکسته ......

بازی درخون 🍷🗡پارت سی چهار🍷🗡بادیگارد تکون نخورد و واکنشی نشون...

بازی درخون 🍷🗡پارت سی یک🍷🗡آروم تو بغلم گرفتم وزنی نداشت ، انگ...

بازی درخون 🍷🗡پارت سی🍷🗡به ساعت نگاه کردم سر و کله زدن با این ...

درمانگر عشق. پارت۶۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط