┅✶❤ ✶┅ •❥● نشسته ام که برای دلم هوار کنم

┅✶❤ ✶┅ •❥● نشسته ام که برای دلم هوار کنم
جواب کرده طبیبم، بگو چه کار کنم؟

اجازه هست بگویم چقدر خسته شدم
اجازه هست که نفرین به روزگار کنم؟

نگاه کن چقدر رنگ و روی من زرد است
چگونه این همه زمستان را بهار کنم؟

چقدر ساده مرا گیسویت به بند کشید
خدا نیاورد آن روز را فرار کنم

من: عاشق تو، تو: معشوق من، بفرمایید
ازین دو تا به کدامینش افتخار کنم ┅✶❤ ✶┅⚪ ⚫ 🔵 ⭕ ⚪ ⚫ 🔵 🔵 ⭕ ⚪ ⚫ 🔵 ⭕ ⚪ ⚫ 🔵 ⭕ ⚪ ⚫ 🔵 ⭕ ⚪ ⚫ 🔵 ⭕ ⚪ ⚫ 🔵 ⭕ ⚪ ⚫ 🔵 ⭕ ⚪ ⚫ 🔵
دیدگاه ها (۱)

بخواب ای محرم رازم، شبت خوشتو ای زیبا گل نازم، شبت خوشبخواب ...

❄ ️🍃 ❄ ️ دیگر زمان زلف پریشان گذشته است تاریخ مصرف دل انسان ...

نمیتوانم به تو تکیه کنم نویسنده مرتضی متقبان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط