ﮔﺎﻫﯽ ﺷﺮﺍﺭ ﺷﺮﻡ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺷﻮﺭ ﺷﯿﺪﺍﯾﯽ ﺍﺳﺖ

ﮔﺎﻫﯽ ﺷﺮﺍﺭ ﺷﺮﻡ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺷﻮﺭ ﺷﯿﺪﺍﯾﯽ ﺍﺳﺖ
ﺍﯾﻦ ﺁﺗﺶ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺳﺮ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺧﯿﺰﺩ ﺗﻤﺎﺷﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ


ﺩﺭﯾﺎ ﺍﮔﺮ ﺳﺮ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﺑﺮ ﺳﻨﮓ ﺣﻖ ﺩﺍﺭﺩ
ﺗﻨﻬﺎ ﺩﻭﺍﯼ ﺩﺭﺩ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺎﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ


ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻣﻦ ! ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﯽ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ
ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮔﺸﺖ، ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ


ﺭﺍﺯ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﻢ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﻓﻬﻤﯿﺪ
ﺍﯾﻦ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺭﺳﻮﺍﯾﯽ ﺍﺳﺖ


ﺍﯾﻦ ﺧﯿﺮﻩ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ
ﺗﻤﺮﯾﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﯽ ﺍﺳﺖ


ﺷﺎﯾﺪ ﻓﻘﻂ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺪﺍﻧﺪ " ﺍﻭ" ﭼﺮﺍ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ
ﮐﺎﻣﻞ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺸﻖ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ...
دیدگاه ها (۱)

سکوت میکنم تا تو حرف بزنی.... صدای تو , حرف های تو معنای...

باید این احساس در دل مانده را پنهان کنماین شکستن های بر جا م...

مجنونم و خو کرده به هرگز نرسیدنبا این همه سخت است دل از چون ...

پشت پای رفتنت از شهر قربانی چه سود!؟دوستت دارم ولی اینطور پن...

بسم الله الرحمن الرحیم لحظه ای تفکر!!1 - باﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﺎﺭﺩ ﻫﻤﻪ...

خوشحالم که.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط