راه حل عادلانه ؛
راه حل عادلانه ؛
دو برادر، قطعه زمینی از پدر به ارث بردند. ماه ها درمورد نحوه تقسیم آن بحث و گفتگو کردند، ولی به نتیجه ای نرسیدند.
آن دو سرانجام مشکل خود را با ریش سفید ده در میان گذاشتند و از او خواستند در تقسیم زمین به آنها کمک کند.
ریش سفید کمی تأمل کرد، سپس گفت: «شیر یا خط بیندازید. هرکدام از شما برنده شد، زمین را او تقسیم خواهد کرد.» یکی از برادران گفت: «این که شما می فرمایید، راه حل نیست! ما دوباره به همان جای اول می رسیم.» ریش سفید لبخندی زد و گفت: «نه! اینطور نیست؛ کسی که برنده شیر یا خط شود، زمین را تقسیم می کند و دیگری انتخاب می کند که کدام یک را می خواهد.»
دو برادر، قطعه زمینی از پدر به ارث بردند. ماه ها درمورد نحوه تقسیم آن بحث و گفتگو کردند، ولی به نتیجه ای نرسیدند.
آن دو سرانجام مشکل خود را با ریش سفید ده در میان گذاشتند و از او خواستند در تقسیم زمین به آنها کمک کند.
ریش سفید کمی تأمل کرد، سپس گفت: «شیر یا خط بیندازید. هرکدام از شما برنده شد، زمین را او تقسیم خواهد کرد.» یکی از برادران گفت: «این که شما می فرمایید، راه حل نیست! ما دوباره به همان جای اول می رسیم.» ریش سفید لبخندی زد و گفت: «نه! اینطور نیست؛ کسی که برنده شیر یا خط شود، زمین را تقسیم می کند و دیگری انتخاب می کند که کدام یک را می خواهد.»
- ۶۰۲
- ۱۱ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط