از آن زمان که تو رفتی به دست گریه دچارم

از آن زمان که تو رفتی به دست گریه دچارم
همین که بی تو نشستم بهانه شد که ببارم

بهانه شد که بیایم دوباره شعر بگویم
غزل دو بیتی و دیگر خودت بگو بشمارم

خودت بگو که چه گفتم چه گفتم و نشنیدی
بگو از آن همه حسی که زیر پای تو دارم

تو گفته بودی عزیزم غروب می رسی اما
غروب آمد و رد شد نیامدی به قرارم

نیامدی و شب آمد و جان من به لب آمد
برای گریه امشب چرا بهانه بیارم

خلاصه از غم قلبم و لحظه لحظه اشکم
و این ترانه پائیزی ام بدان تو بهارم

بدون چشم سیاهت تمام خانه سیاه است
بیا که قبر من اینجاست سری بزن به مزارم
دیدگاه ها (۱)

RESPECT OR DIE : پارت هفدهمجونگ‌کوک چند قدم جلو رفت...درِ سا...

پارت سوم❤️کاتسوکی چند ثانیه دیگر به صورتش خیره ماند؛ انگار م...

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱³²/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

قسمت ۷

✦ اولین گناه ✦فصل چهلم: تا ابد---حسودی.لعنتی. حسودی.به بچه‌ه...

معامله p22مأمور با عصبانیت به در خیره شد.«این در ضدگلوله‌ست....

یکی از شو کرونای درخواستی داشت

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 45صبح روز بعد، طوفان شدیدتر شده بود....

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت چهارم: پیشنهادِ غی...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط