وانشات از چویا

وانشات از چویا....
رابطه:دوست دخترشی
موقعیت:توی کافه
____________
از زبان شما:
توی کافه نشسته بودیم که یه نفر بهم متلک گفت، چویا پا شد.... رفت زد توی گوش طرف.... طرفم برگشت بهش گفت فک کردی کی هستی کوتوله.... چویام عصبی شد و اومد که قدرتشو فعال کنه که...
__________
از زبان چویا:
یه نفر به ا/ت متلک گفت باهاش دعوام شد بهم گفت کوتوله... منم اومدم با جاذبه پرتش کنم که یهو ا/ت از پشت محکم بغلم کرد...
ا/ت:ولش کن چویا بیا بریم
چویا:باشه عزیزم
______________
شب توی بار از زبان چویا:
توی بار بودم که همون یارو رو دیدم.... رفتم سمتش و دستاشو از پشت بستم و بردمش طبقه بالا و شروع کردم به شکنجه کردنش....
چویا:فک کردی نمی فهمم جاسوسی...
همون لحظه صدای ا/ت از پشت سرم اومد
ا/ت:یعنی تو میگی من جاسوسم
و دوید و رفت
منم رفتم دنبالش... وقتی رسیدم ا/ت توی اتاقش بود و داش گریه میکرد... از پشت بغلش کردم و گفتم
چویا:تو بد موقع ای رسیدی... داشتم یه جاسوس رو ادب میکردم که اومدی و اگرنه من مطمعنم که تو بهترینی... و لپ ا/ت رو بوسیدم........
چویا:حالا هم دیگه گریه نکن
ا/ت:باشه
__________________
بازم سناریو بنویسم؟
دیدگاه ها (۲۵)

چه حسی داری؟؟؟؟؟؟؟؟

ارت جدیدبچگیای میساعه«اینجا۵سالشه»خب عرضم به حضورتون که میسا...

و بله ارت تقدیمی برای یومه خانوم لذیذ😂دستم داره میشکنه😐تایم:...

خدا من و یومه رو ببخشه😂🙏🏻همکار عزیز:@grilmoon00 کسی که سربه ...

part 2ا/ت طوری گفت که فقط ا/د بشنوه در حالی که ا/د وسایل هاش...

#سناریو_درخواستیموضوع اسلاید بعد (این پارتِ اشتی هست)نامجون:...

تکپارتی جونگکوک <●ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط