Part ...

Part:41. #ریاست.عشق




_پس فردا مراسم ازدواج می گیریم تا اون روز حق نداری از اتاق بیرون بیای

ببرینش اتاقش

+بابا خواهش می کنم

بزور منو سمت اتاقم بردن و درو بستن
محکم به در می کوبیدم تا درو باز کنن

روی زمین نشستم و بلند گریه کردم

نفسم بالا نمی اومد چشمام تار می دید
دنیا دورم می چرخید
این تقدیر من بود این تاوان اعتماد به کسی بود که فکر می کردم دوستم داره

....


فلش بک به پس فردا
ویو جونگکوک

_باید برم دیدن جانگ(پدر ات)
باید بهش توضیح بدم هنوز دیر نشده


کای&دیگه دیر شده

_منظورت چیه

&جانگ دخترشو مجبور کرده به خاطر خسارت وارد شده با پسر مین هو ازدواج کنه

_ کی ازدواج می کنن

&امروز

اشکی از گوشه چشمم چکید
دیگه نمی تونم درستش کنم خیلی راحت کسی که دوستش داشتمو از دست دادم
حالم خوب نبود باید می دیدمش

کتمو برداشتمو سمت ماشین رفتم
دیدگاه ها (۰)

Part:42. #ریاست.عشقویو اتهمر...

Part:43. #ریاست.عشقهشت سال بعد...

Part:40. #ریاست.عشقکنترلی روی اش...

Part:39. #ریاست.عشقکه دیدم ...

Part:31. #ریاست.عشق+خوب درستش کنی...

پارت ۶ :𝐃𝐚𝐫𝐤𝐁𝐥𝐚𝐳𝐞ویو مایک :جنا خیلی داشت می خورد پس بهش گفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط