no copy

no copy
چقد سرده...

چرا نمیتونم لباس بپوشممم

نکنه مردم?
اووووف..خونمون چه شلوووغه

کیه جیغ میزنه


عه..مامانمه که...
مامان چقد بدجنسی تو
..مگه همش نمیگفتی الهی خیر نبینی انقد اذیتم میکنی..
مگه همش نمیگفتی ایشاله زودتر از شرت راحت شم

خب مردم دیگه..
عهههه..

دوستامم که جمعشون جمعه..


حالا تا بودم یکی بغلم نمیکردا...

حالا لباسامو بغل میکنن...

باباجون؟نبینم کمرت خم باشه ها..

میدونی اگه دوماد میشدم چقد تو خرج میوفتادی؟؟

الان فقط یه سنگ قبر میخوام
وقتشه بزارینم تو خاک؟
یکم صبر میکنین؟
آخه یکی هنوز نیومده...

گفته بود بی اجازه جایی نرم خو

عشقم زود بیا دیگه

...دیر بیای نه تو لباس سفید میبینیم

.نه دیگه میتونی واسه آخرین بار بغلم کنی...
دیدگاه ها (۱)

Part ²

سناریو بلولااااک

KIM V

[عمارت عشق]Part: 4لباس هومیکا بهم ریخته بود....نکنه دازای .....

سناریو درخواستی²از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

Part 49کیم‌ویا.تبا احساس خفگی از خواب بیدار شدمتهیونگ محکم ب...

ستاره دنباله دار پارت:۳۴

سناریو مایکی {جنگل چشمات} + مگه یادت رفته تو اتاق بهت چی گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط