آن قَدَر سوخته اَم با هَمه بی تَقصیری..

آن قَدَر سوخته اَم با هَمه بی تَقصیری..

که جَهَنّم نَگُذارَد،

به تنم تاثیری....
دیدگاه ها (۴)

ای رفته زدل، رفته زبر، رفته زخاطر بر من ننگر تاب نگاه تو ندا...

میخواهمت چنانکه شب خسته خواب رامی جویمت چنانکه لب تشنه آب را...

میدونی بعضی شبا دیگهنه خاطره ...نه بغـض ...نه اشک ...هیچ کدو...

برای من نوشته گذشته ها گذشته تمام قصه هام هوس بود برای او ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط