بعد مرگم همهی قافیهها سقط شدند

بعد ِ مرگم همه‌ی قافیه‌ها سقط شدند

جوهر ِ باکره‌ی حامله از پا افتاد!

دختر نارس این شعر به کاغذ نرسید

نطفه‌ای در غزلی بسته شد اما... افتاد


((علیرضا آذر))
دیدگاه ها (۱)

من طاقت یعقوب ندارمبغلم کن((علیرضا آذر))

از قافله جا ماندمتا هم قدمت باشم....تا در طبق تقسیمراضی به ‌...

اگرچه بهار از نگاهت پُرهجهان با تو زیباتره عشقِ منبه فکرِ شب...

حالا خورشید روبرومه، دیگه فصل سایه مُردهجاده ها دیگه تمومن، ...

تو اون دنیا می بینمت:) p7

وقتی رسیدن همه از SUV خارج شدن و وارد بار شدن.مایکی از همون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط