دستانم را گرفتی و گفتی دستات چقد عوض شدن سری تکان دادم و

دستانم را گرفتی و گفتی دستات چقد عوض شدن سری تکان دادم و دردل گفتم بی انصاف دستان من عوض نشده تو به دستان دیگری عادت کردی
دیدگاه ها (۲)

این بار که امدی دست روی قلبم بگذار تا بفهمی این قلب با دیدنت...

:-)

.

.

Part ³⁷The name of the story: Madness hall(تالار جنون)کلاهشو...

چرا آخرین بار ؟رحیماومدی رو طاق ؟خب ؛ اگه نمیومدی شاید دیگه ...

این داستان رو از خودم نوشتم امیدوارم خوشتون بیاد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط