تکیه دادی و میخندی......

تکیه دادی و میخندی......
اما میدانم ک تکیه گاه اصلیت میلاد نبوده و نیست.....
اگر میلاد بود ک اینطور لبخند بر چهره نداشتی......
تکیه گاهت خدا است.....
تکیه گاهت آن چهارده نور آسمانی هست.....
تکیه گاهت آن خنده از روی شوق پدر و مادر شهیدان است.....
تکیه گاهت رضایت حضرت آقاست.....
تکیه گاهت حتی جایزه ققنوس نیست بلکه آن انگشتری است که مادر شهید احمدی روشن به تو هدیه داد.....
تکیه گاهت سخنان مادری است ک تو را پسر خویش خطاب کرد.....
شاید تو ظاهرا به میلاد تکیه دادی اما یقین دارم‌ ک میلاد نیز به همان ها تکیه داده که تو به آنها تکیه دادی.....
خدا..... اهل بیت...... امام راحل...... حضرت آقا...... شهیدان...... مادر و پدرشهیدان...... مردم
به راهت ادامه بده که خوب جایگاهی است پناه خداوند......
دیدگاه ها (۹)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

#پیامک1#فاطمیهشهادت حضرت فاطمه علیها السلام#ویژه_کانال_وگروه...

- تو نشونه‌ی خدا تو زندگیِ منی ؛ آره ، تو نشونه‌ی خدایی برای...

هی عصای اتوکا علیها...

چادر مادر من فاطمه، حرمت دارد...نه فقط شبه عبایی مشکیستکه به...

چادر مادر من فاطمه، حرمت دارد...نه فقط شبه عبایی مشکیستکه به...

«ای سردارِ جان، ای رهبرِ شهیدم…با رفتنت، انگار تکه‌ای از روح...

منم و آسمانِ زیباییکهکشانی همه تماشاییمنم و روح های روحانیصا...

حرفای دلم ب خدا طولانیهفقط چن خط اخرو بخونید اگه حالشو نداری...

برائتی هاش...بخونید و حظ ببرید و بدانید که تا زنده ام و جان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط