کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بد

کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود. مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاک های روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی می کرد روی خاک ها بایستد.



روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد. مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود.
94/10/21ساعت8:03
دیدگاه ها (۵۶)

شخصی برای اولین بار یک کلم دید. اولین برگش را کند، زیرش به ب...

؟ حتما بخون خیلی قشنگه پسر فقیری که از راه فروش خرت...

ﭘﺴﺮﯼ ﭘﺪﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻏﺬﺍﯼ ﺷﺐ ﺑﻪﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩ .ﭘﺪﺭ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺿ...

((خدا)) را فقط با"دولا و راست شدن" و امتداد ""والضالین"" نمی...

❌ دیروز به شما گفت شرور و باز هم از اینکه شما را به شهادت رس...

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️𝒜 𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝒟𝒶𝓃𝒸𝑒 𝒾𝓃 𝓉𝒽𝑒 𝑀𝒾𝒹𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒞𝓇𝒾𝓂𝓈𝑜𝓃 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط