ب/ج : میگم دخترم زحمت نکش ما اینجا کارمون تموم شده اگه هر

ب/ج : میگم دخترم زحمت نکش ما اینجا کارمون تموم شده اگه هر چی درس میکنی به خودتون درست کنین ما میریم
ا/ت : آخه بابا انقدر زود لطفا کمی بمونید
[ همون لحظه مامان جانگ کوک رفت کنار پدر جانگ کوک وایستاد و جانگ کوک اومد کنار
ا/ت و دستش رو انداخت به کمر ا/ت و البته پدر جانگ کوک هم همین کار رو کرد ]
م/ج : آره دخترم ما کارمون تموم شد اجازتون رو میخواییم
جانگ کوک : اجازه مال شماست
[ که همون لحظه آروم با دستش به شکم جانگ کوک زد ]
ا/ت : عزیزم بهتره این کار رو نکنی
پ/ج و م/ج : فعلا بچه ها مراقب خودتون باشید خداحافظ
م/ج : گلم حتما بهم خبر بده
ا/ت : چشم مامان
جانگ کوک : از کجا فهمیدی به تو گفت حالا
ا/ت : برو تو بعدا باهات حرف میزنم
[ که در رو بست و ا/ت بلافاصله رفت بالا اتاق مشترکشون تا لباس هاش رو عوض کنه ]
دیدگاه ها (۳)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

true love①⑥شش ماه بعدا/تشش ماه هست خبری از تهیونگ ندارم... ا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏هوا بارونی بود و صدای بارون ...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط