فرق دختر دهقان فقیر و دختر ارباب پولدار ؛

فرق دختر دهقان فقیر و دختر ارباب پولدار ؛

دهقان پیر، با ناله به ارباب گفت: «ارباب! آخر درد من یکی دو تا نیست، با وجود این همه بدبختی، نمی دانم چرا چشم دخترم چپ است و همه چیز را دو تا می بیند!» ارباب با پرخاش گفت: «بدبخت! چهل سال است کارگر منی! ندیدی که چشم دختر من هم چپ است؟!» دهقان گفت: «چرا ارباب دیدم... اما چیزی که هست، دختر شما خوشبختی ها را دوتا می بیند؛ ولی دختر من بدبختی ها را!»
دیدگاه ها (۶)

تغییر قبله از "مسجد الاقصی" در بیت المقدس به "مسجد الحرام" د...

بیانات بسیار مهم رهبر انقلاب درباره "تحریف امام"؛ ملت ایران ...

گاه و بی گاه، می شود خندید ؛گاه و بی گاه، می شود خندید داخل ...

خاطره روز آخر ؛ مثل همیشه صبح زود نرفت. ناخن های نرگس را گرف...

P4طناز با شنیدن حرف کانگ، رنگش پرید.— اگر مقاومت کرد... مجبو...

part ۷

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀 پارت:6ا...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

#دوپارتیموضوع:(وقتی اون یه خوناشامه)بنگچان/ا.تشب بارونی بود....

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁵²(نایون+...

Fourteen

#تاج_و_طوفانپارت ۱۵۷: شب قبل از رفتنکم‌کم جمعیت خانه کمتر شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط