بعد تو ذره ای آرام ندارد دل من

‍ بعدِ تو ذره ای آرام ندارد دلِ من
وعده کردم به کسی دل نسپارد دلِ من
و اگر خواست دوباره شوَد عاشق دلِ من
نگذارد، نگذارد، نگذارد دلِ من!
درد در دل جریان دارد و افسوس که بد
ناگزیر است که خونابه ببارد دلِ من
مست از فکر و خیالِ تو بیُفتد هرشب
سینه ی غمزده اش را بفشارد دلِ من
«دلِ من داند و من دانم و دل داند و من»
بعد از این حسرتِ دیدارِ تو دارد دلِ من!!
دیدگاه ها (۷)

کلامِ  آخَرِ  مَن  عِشق  و مَستینَدارَم   مَکتَبی جُز  می پَ...

‌من هستم و دوباره دلے بے قرار تواین ڪوچه هاے خسته ے چشم انتظ...

امشب دوباره از غزل و غم عبور کناز واژه های تیره و مبهم عبور ...

امشب منم و عشق تو و یک دل خستهیک سینه پر از خاطره ؛ از درد ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط