گفتم از قصه ی عشقت
گفتم از قصه ی عشقت
گِـرِهی باز کنم
به پریشانی گیـسوی تو سوگـند، نـشد
من دهان باز نکردم
که نرنجی از من
مثل زخمی که لبش باز به لبخند نشد
گِـرِهی باز کنم
به پریشانی گیـسوی تو سوگـند، نـشد
من دهان باز نکردم
که نرنجی از من
مثل زخمی که لبش باز به لبخند نشد
- ۲.۵k
- ۰۲ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط